يعني جغرافياي تاريخي بشري است و نه جغرافياي طبيعي‌، ولي بيشتر همان چيزي است كه‌ انتظارش را داريم‌.
همين گرايش به جغرافيايي تاريخي در بوكاچيو هم بسيار نيرومند بود، كه نخستين توصيف‌ جزاير قناري را به او مديونيم ــ در ارتباط با كشف دوباره‌شان توسط نيكولوسو دا رِتچو (چهاردهم ـ1) ناوي جنوايي كه در خدمت پرتغال بود. به‌علاوه‌، بوكاچيو يك فرهنگ‌ جغرافيايي تأليف كرد، كه نخستين فرهنگ جغرافيايي به‌زبان لاتيني بود، از قبيل معجم‌البلدان‌ ياقوت (سيزدهم ـ1) و عجائب‌البلدان قزويني‌1 (سيزدهم ـ2). فرهنگ بوكاچيو در وهله‌ٴ اول‌ تاريخي و مربوط به امور انساني بود، گرچه اطلاعات ضمني درباره‌ٴ پديده‌هاي طبيعي داشت و اين تاحدي ناشي از برخي مراجع استنادش بود، از قبيل ارسطو، پليني بزرگ‌، و سنكا، كه علماي‌ برجسته‌ٴ عصر خويش بودند. انسان‌گرايان تنها به بهره‌گيري از آثار ليوي‌، هوراس‌، و ويرژيل يا به‌طور كلي به ادبيات محض و خالص كفايت مي‌كردند و جنبه‌هاي علمي طبيعت را يكسره از ياد مي‌بردند. كنجكاوي جغرافيايي بوكاچيو حتي در ضمن كتاب‌هايي از قبيل در باب مردان نامي‌ هم ديده مي‌شود، كه در آن به ساكنان مناطق قطبي اشاره دارد.2 مقدار زيادي اطلاعات‌ جغرافيايي را در جهان صنايع دومنيكو دي باندينو مي‌توان يافت و عجيب آن‌كه باندينو هم‌ به‌همان سفر اكتشافي به جزاير قناري كه بوكاچيو شرح داده اشاره مي‌كند. تصور مي‌كنم بتوان‌ يك بررسي از معلومات جغرافي براساس آثار ريكوبالدي فرارايي‌، دانته‌، پترارك‌، بوكاچيو، فاتسيو دلي اوبرتي و دومنيكودي باندينو انجام داد. يك‌چنين بررسي را مي‌شود به شكل‌ فرهنگي تهيه كرد كه با رده‌بندي منظم ارجاعات‌، مترادفات‌، جدول‌ها و نقشه‌ها تكميل شده‌ باشد ــ مسئله‌اي كه بايد به‌خاطر داشت اين است كه مثلاً يك شخص در سال 1375 اگر زحمت‌ مي‌كشيد، مي‌توانست معلومات جغرافيايي نسبتاً چشمگيري به‌دست آورد، ولو اين‌كه اين‌ معلومات به‌ندرت صحيح بود و غالباً غلط.

سنّت انسان‌گرايي كه در آن زمان‌، در ايتاليا تقريباً نيرومند بود، طبعاً به احياي جغرافياي‌ بطليموس منجر شد. مهم‌تر اين‌كه فضلا ــ حتي كساني چون پترارك ــ نه‌تنها به متن‌هاي‌ جغرافيايي قديم توجه داشتند، بلكه مي‌خواستند نقشه‌هاي قديم را به‌دست آورند و داشته باشند و اين نشانه‌ٴ روحي تازه بود. نتايج اين نهضت تا سده‌ٴ بعدي نمايان نشد، ولي آن نتايج در سده‌ٴ چهاردهم فراهم شده بود. براثر پافشاري كولوتچو سالوتاتي (1331 ـ1406)، و انسان‌گرايان‌ ديگر براي به‌دست آوردن نسخه‌هاي خطي يوناني تلاش فراواني مي‌شد. ثمربخش‌ترين اين


1. نام كتاب قزويني آثارالبلاد است‌، كه موٴلف آن را با نام اثر ديگر او، يعني عجائب‌المخلوقات مخلوط كرده است‌. ــ م‌.
2.   ¿ فصل اول همين كتاب‌.